السيد محمد تقي المدرسي (مترجم: شريعت)
52
هدايتگران راه نور ، زندگانى سيد الساجدين حضرت علي بن الحسين (ع) (فارسى)
سان احساس همدردى آنان را برانگيخت و از دلهايشان زنگار ترس و ترديد را زدود تا آنجا كه مردم به آنحضرت گفتند : هر چه مىخواهى به ما فرمان ده . مطيع فرمان توييم . ما يزيد را خواهيم گرفت و از كسانى كه به تو و ما ستم كردهاند ، بيزارى مىجوييم . امّا آنحضرت به آنها گفت : « درخواست من از شما اين است كه نه با ما باشيد و نه بر ما » . اينك به قسمتهايى از اين سخنرانى پر شور و انقلابى گوش فرا دهيد . امام سجّاد عليه السلام به مردم اشاره كرد . همه ساكت شدند . آنگاه خدا را ستود و بر پيامبر صلى الله عليه و آله درود فرستاد و فرمود : « اى مردم ! هر كه مرا مىشناسد ، خوب مىداند كه من كيستم و آن كه مرا نمىشناسد ، اينك خودم را به او معرفى مىكنم . من على پسر حسين پسر على هستم . من پسر كسى هستم كه در كنار رود فرات سر بريده شد . من پسر كسى هستم كه حرمتش دريده شد و ثروت و دارايىاش به يغما رفت . پس شما با كدامين چشم بهرسولخدا صلى الله عليه و آله مىنگريد ، آن هنگام كه بهشما مىفرمايد : عترتم را كشتيد وحرمتمرا دريديد پساز امّت مننيستيد » سپسآنحضرتگريست . « 1 » و نيز هنگامى كه آنحضرت را به اسيرى نزد ابن زياد بردند ، با وى كه مىپنداشت تا ابد بر خط مكتبى پيروز شده ، به ستيز برخاست و فرمود : « به زودى ما و شما خواهيم ايستاد ( در پيشگاه خداوند ) و مورد پرسش
--> ( 1 ) - ناسخ التواريخ ، ج 2 ، ص 140 .